دلم برات ی ذره شده ...

خستم از تظاهر به ایستادگی

از پنهان کردن زخمام 

زور که نیست !

دیگه نمیتونم بی دلیل بخندم و

با لبخندی مسخره وانمود کنم همه چیز رو به راه....!

اصلا دیگه نمیخوام که بخندم ...

میخوام لج کنم ، با خودم ، با تو ، با همه ی دنیا...

چقدر بگم فردا روز دیگه ای و امروز بیاد و مثل هر روز باشه ....؟؟!

خسته ام ؛

از خودم....از همه ی زندگی ...

میخوام بکشم کنار !

از خودم ... از همه ی زندگی ...

چیه خوب دلم واسه تو تنگ شده بانو ، وقتی نیستی روزگارم سیاه .

پ.ن: دلم تنگ شده ؛ برای فقط ی لحظه خوب با تو بودن فقط ی لحظه ...

خواسته زیادی ندارم ناراحت

 

/ 12 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سپیده

خدا کنه هیچوقت "هست" های کسی نشه "بود" ...[رویا]

سپیده

هركه قصد رفتن كرد هيچگاه اصرار به ماندنش نكن دير يا زود مي رود اگر ماندگار بود خيال رفتن به سرش نمي زد

سپیده

در زندگی؛ زمانهایی فرا می رسد که تصور میکنی همه چیز به پایان رسیده است، در حالی که آن زمان ، نقطه آغاز است ! [گل][گل][لبخند][گل][گل]

پــــــویا

اندکی آن سوتر... دوستی دارم همرنگ بهار هرکجا هست... به هر حال ، به هرکار ، به هر فکر خدایا تو خودت غرق سعادت دارش [گل]

پــــــویا

در دومین روز خرداد ، که هوا بهاری و دل خدائیست و دوباره جمعه و انتظار با هم قرار دارند طبق قرار دعوتید به ذکر 300صلوات جهت تعجیل و سلامتی آقا امام زمان التماس دعا - جمعه سوم [گل][گل][گل]

سپیده

سایه ها محصول پشت کردن دیوارها به آفتاب اند؛ گستاخی دیوارها را تقلید نکنیم، تا آفتابی بمانیم ...[گل]

خسرو پيري

من از میان واژه‌های زلال « دوستی » را برگزیده‌ام ، آن‌جا که برف‌های تنهایی آب می‌شوند در صدای تابستانی یک دوست...[گل][گل][گل][گل]

سپیده

در دل من چيزي است ، مثل يك بيشه نور، مثل خواب دم صبح و چنان بي تابم ، كه دلم مي خواهد بدوم تا ته دشت ، بروم تا سر كوه ، دورها آوايي است ، كه مرا مي خواند.[گل][گل][گل]

سپیده

در گذر گاه زمان خیمه شب بازی دهر با همه تلخی و شیرینی خود میگذرد عشقها می میرند رنگها رنگ دگر می گیرند و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ دست ناخورده بجا می ماند[لبخند]

سلاله

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل].دوست عزیز من را بانام سلاله لینک کن نه هنگامه . ممنونم