پنچ شنبه

سلام ...

داره غروب میشه ؛

غروب پنج شنبه بعدظهر ...

دیگه نتونستم بیشتر ازین صبر کنم ؛

دیگه نتونستم نوشتمو توی دفتر سیام بنویسم ؛

گاهی دلتنگی و دوست داشتن بیشتر ازون چیزی میشه که تو فکرشو میکنی ...

امروز پنج شنست ؛

ولی خیلی وقته پنج شنبه ظهر که میشه ساعت که از 12ونیم میگذره ,دلم میگیره ...

ببینم تا حالا شده به شادترین خاطراتمون فکر کنیو اشک بریزی ؟!

شاید تا امروز هیچ وقت واسه ی خاطره خوب اشک نریخته بودم ،اما ...

اما امروز اشک ریختم ؛

شاید دلیل نوشتن الانم همین باشه .

میدونم بهم گفتی از خاطراتمون بدت میاد ،

الانم چیزیو تعریف نمیکنم فقط ...

فقط خواستم ی ذره حرف بزنم باهات ...

آخه دلم گرفته ناراحت

فکر نکن فراموشت کردم نه خیاله باطل فراموشی تو ...

هنوزم تا همیشه تو هر لحظه به یاد تو بودن ازم دور نمیشه :,(

ببین نفسم تو راست میگفتی من خیلی بچه بازی داشتم ،ولی ...

ولی من بجه بازیامو دوست داشتم چون عاشقت بودم ؛

ناراحت نباش دیگه نیستم که بچه بازیامو حس کنی ؛

به قول خودت که گفتی :برام متاسفی برو بزرگ شو ؛

دارم بزرگ میشم ،

ولی یه چیزیو خوب فهمیدم ادم هرچی بزرگ تر شه تنهاتر میشه ...

اره تنهاتر میشه ...

پ.ن:

خاطراتت را مثل خاطرت بدجور دوست دارم گل نرگسم ...

 

 

/ 11 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سپیده

وای که چقدر احساساتتونو قشنگ به تصویر می کشید خیلی دلم میخواد غصه بزودی از زندگیتون خداحافظی کنه ولی یه کوچولو اراده و تلاش میخواد . میدونم همچین دردی خیلی سخته ولی دامن زدن به مشکلات چاره ساز نیست

کمال

سلام تشکر از حضورتون

محبوبه صالحی

عجب... غم انگیزه

هستی

چقدبااحساس نوشتید...به گذشته فکرنکنیدداغونتون میکنه.برای آینده زندگی بکنید..اونی که رفته لیاقت موندن نداشته.مطمئناپشیمون میشه...غصه نخورید.میگذره این روزا....شادباشیددددباوووو....[لبخند]

اشکهای پنهان

خیلی با احساس نوشتین...درسته اون لیاقته شمارو نداشته ولی عمرا اگه پشیمون بشه...شاد باشیییییییییییییییییییییید

سپیده

آنچه آدم ها را در کنار هم نگه می دارد؛ شباهت هایشان نیست؛ درک و شعورشان نسبت به تفاوت هایشان است ...[تایید]

پیام

نوشته هات زیباست اما نمیشه خوند سیاه و سفید قاطی شده و فونت هم ریزه موفق باشید

کمال

به گذشته بنگرید و خدا را شکر کنید به آینده بنگرید و به خدا اعتماد کنید او درهایی را میبندد که هیچکس قادر به گشودنش نیست ودرهایی را میگشاید که هیچکس قادر به بستنش نیست.

سپیده

پدر بشنو این حرف فرزند خویش عزیزو گرامی و دلبند خویش تویی مایه ی بود و پیدایشم کنارت به ناز و به آسایشم پدر تکیه گاه وجود منی تو سرمایه ی هست و بود منی[گل]

[دلشکسته]