نقطه سر خط .

امشبم یادت باشه ،

هرچی که خواستی و میخوای تو بگو ...

بلند تر فرباد بزن بر سر من بلندتر بگو که دیگه دوست ندارمت ...

مگه چیه !مگه من چی گفتم ؟؟

باشه فراموشم کن من که حرفی ندارم ؛

من که خیلی وقته فراموشت شدم ...

من که خیلی وقته بی تو تنها شدم .

دیگه بهم حسی نداره ؛چرا قسم میخوری؟ باشه من که حرفی ندارم .

دیگه خاطراتمونو تو دوست نداری ؟!

متنفری ازینکه ی روزی کنار من بودی مگه نه ؟

اره خودمم میدونم که همیشه باعث ناراحتیت بودم .

حالا منم و روزی که رسید و من تورو دوست دارم بی هیچ امیدی ...

داری یادم میاری که من تنها بودم ولی بببین :

فرق داشت تنهایی قبل بودنت با تنهایی الان بعد از رفتنت .

ای کاش هیچوقت اینقدر متنفر نبودم ازین نوشته هام که تلخ شدن .

ای کاش شیرین بودن مثه روز اولمون :(

منو بیرون کردی از پلاک 2 ...

ببین حالا شدم ی آواره نه ی آزاده ؛

همیشه زندونی بودن واسه تورو دوست داشتم .

حبس بودن توی وجود تورو من دوست داشتم ...

دوست داشتم توی شطرنج زندگیت سربازت باشم ؛

اما انگاری سربارت بودم :(

من که ازتو هیچ وقتی دلگیر نیستم ؛

فقط ...

فقط میگم گلم اگه ی روزی یاد من افتادی ازم خاطره بدی نداشته باشی ...

حلالم کنی :,(

منو ببخش اگه زندگیتو خراب کردم ؛

منو ببخش که ارزوهاتو خراب کردم ،

منو ببخش که تورو از خونوادت دور کردم ،

ببخش منو که تورو مجبور کردم دوسم داشته باشی ...

ببخش منو اگه ی روز تو شهر یاد یه خاطره بد میفتی  (یاد من ) ...

بخدا اگه میتونستم تمومه شهرو عوض میکردم که دیگه هیچ وقت یاد من بد نیفتی ...

ولی مثه همیشه شرمندتم ...

فقط این جملمرو از ته ته دلم میگم خوشبحالش اون که تورو داره ...

دوست دارم تا همیشه ...





تاريخ : ۱۳٩۳/٢/٩ | ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : دانیال | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.